شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

234

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

[ 74 ] ذكر ورود رسل روم از سلطان علاء الدّين كيقباد بن كيخسرو سلجوقى « 1 » پيش از انكه ميان سلطان جلال الدّين و ميان سلطان علاء الدّين آن خصومت و محاربت ، كه ذكر رفته بود و شرح شده ، واقع شد علاء الدّين صاحب روم شمس الدّين آلتونبهء چاشنيگير و كمال الدّين كاميار و قاضى « 2 » ارزنجان را با هدايا و تحف فرستاده بود ، و سى استر بار اطلس و خطائى و قندز و سمور و اجناس ديگر ، با سى نفر غلام با برگ و عدّت ، و صد سر اسپ و پنجاه سر استر با حملهاى اطلس ارسال كرده . چون بارزنجان رسيدند وصول ايشان به خدمت سلطان متعذّر شد ، كه صاحب ارزروم ركن الدّين جهانشاه دشمن دولت علائى بود . بارزنجان اقامت كردند تا آنگاه كه ركن الدّين جهانشاه در وقت محاصرت خلاط ببندگى سلطان پيوست ، و از ملك اشرف اعراض كرد [ و ] * در سلك خدمت منتظم گشت . آنگه جماعت رسل با آن تحف و لطايف به خدمت حاضر شدند ، پس ايشان را اكرام كردند ، و الزام نمودند تا آن تحف همچون تقاديم رعايا تقدمه كنند ، و شمس الدّين آلتونبه با حاجب خاصّ در موقف عرض بايستد ، و به زانو درآيد ، آنگه حاجب هر چه آورده‌اند يك يك برملا بر مردم شمارد ، و راضى نشدند كه سلطان علاء الدّين را از اكفا و اقران خود گيرند ، و در خالص ودّ و ولاء او

--> ( 1 ) - اين باب در متن عربى بابى جداگانه و در اين محل نيست ، جزء بابى است كه در اين چاپ شمارهء 66 دارد ، و در صفحهء 210 اشاره شد كه مترجم آن را نياورده است . در اينجا در متن عربى بابى ديگر است در كشته شدن عز الدين بلبان خلخالى بدست شرف الدين وزير عراق بر حسب امر سلطان . ( 2 ) - ب م نيز چنين است . چاپ هوداس : كاميار بن اسحق قاضى . . .